امتحان فلسفه
یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه:
امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب یاد گرفتین یا نه...!
بعد یه صندلی میاره و میذاره جلوی کلاس و به دانشجوها میگه:
با توجه به مطالبی که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنید که این صندلی وجود نداره؟!
دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روی برگه...
بعد از چند لحظه یکی از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد...
روزی که نمره ها اعلام شده بود، بالاترین نمره رو همون دانشجو گرفته بود !
اون فقط رو برگه اش یه جمله نوشته بود:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کدوم صندلی ؟
چندی پیش جوکی به زبان انگلیسی در دنیای نت زاده شد! که نکات ارزشمندی را در خصوص سیاست های رسانه های امریکا در برداشت ترجمه ی فارسی جوک به شکل زیر است :
مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود . سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت انها می اید و میگوید :<تو یک قهرمانی>
فردا در روزنامه ها می نویسند :
یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد
اما ان مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم
پس روزنامه های صبح می نویسند:
امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .
ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم
از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی
<من ایرانی هستم >
فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسند :
یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت...
فقط دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه سالمی یا مریض. اگر سالم
هستی، دیگه چیزی نمونده که نگرانش باشی؛ اما اگه مریضی، فقط دو چیز
وجود داره که نگرانش باشی: اینکه دست آخر خوب می شی یا می میری. اگه خوب شدی که دیگه چیزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛ اما اگه بمیری،
دو چیز وجود داره که نگرانش باشی: اینکه به بهشت بری یا به جهنم. اگر به
بهشت بری، چیزی برای نگرانی وجود نداره؛ ولی اگه به جهنم بری، اون قدر
مشغول احوالپرسی با دوستان قدیمی می شی که وقتی برای نگرانی نداری!
پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه.
یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصایب و رنجهای فراوان یا بالعکس صورت میگیره.
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نیست ولی بسیار هیجان انگیزه و به یه بار امتحانش میارزه. من خودم چند بار امتحانش کردم و با اینکه چند بارش هم مردم ولی همچین بگی نگی بدم نیومد.
برخلاف نظر خیلیها که میگن خودکشی خیلی راحت و سهله باید بگم نخییییییییر...! اونجوریام نیست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشی هم جدا از این مطلب نیست
اول از همه اون کسایی که می خوان خودکشی کنن رو دستهبندی میکنیم
افراد بالا، به هرحال مستقیم به جهنم میرن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه
شما جزو کدامیک از دستههای بالا هستید؟
اگه هستید ادامه مطلب رو بخونید و گرنه یه دسته جدید برای خودتون ببازید و بعد بقیه شو بخونید...
حالا فرض میکنیم: طرف تنها میاد توی یه اتاق و در رو قفل میکنه و عزمشو برای خودکش جزم میکنه. به دور برش نگاه میکنه و این وسایل رو میبینه!
طناب
سیخ کباب
کبریت آغشته به بنزین
قرض دیاز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نایلون
چاقوی میوه بری
نخ کاموایی
سوزن لحاف دوزی
تیغ ریش تراشی مصرف شده
مرگ موش
خب... برای شروع بد نیست
ولی نظرتون رو به یه موضوع مهم ولی پیش پا افتاده، جلب میکنم:
«تصویر و قیافه و دیسیپلین شما بعد از مردن خیلی مهمه»
فرض کنید درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالتی پیدا میکنن که از یه طناب از سقف آویزونید و دارید مثل پاندول ساعت تاب میخورید و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتیول از دهنتون آویزونه و صورتتون سیاه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی شلوارتون هم خیسه
نه...! خودتون جای تماشاگرا باشین، حالتون بهم نمیخوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمیده؟
قیافه شما بعد از خودکشی باید از همیشه معصومانه تر... از همیشه زیباتر و از همیشه دوست داشتنیتر باشه تا دل همه حسابی بسوزه
با این حساب، دور حلق آویز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگیرید
یه بنده خدایی از دوستان، خیلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش یه ابتکاره.
ایشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای دیگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد. فقط بدی کارش این بود که هیچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بیرون نکشید... چون به هر حال کار کثیفیه. حالا خودتون قضاوت کنید. این خودکشی ترحم کسی رو بر می انگیزه؟
یا اونایی که روی سرشون نایلون میکشن و دور گردنشون روی نایلون رو با طناب میبندن و یا اونایی که خودشون رو جلوی ماشین میندازن و له میشن... اینا همشون دیوونهان!
خودکشی ایدهآل خودکشی است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثیرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه !
ژاپونیها یه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به این صورت که یه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سینه فرو میکنن توی قلبشون. البته این کار یه کم درد داره. یه جورایی حس می کنید که توی سینه تون آب جوش داره قل میزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بدیش اینه که حتما میمیرید در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نمیرید
اول خوب فکراتونو بکنین بعد خودتونو بکشید
یه موضوع مهم توی خودکشی، پشیمونی دیرهنگامه.
هشتاد و نه درصد کسایی که خودشون رو میکشن، وسط یا آخر کار پشیمون میشن و این در حالیه که هیچ راهی برای برگشت نیست. یه یارویی برای خودکشی یه تیکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب میده بره پایین ولی همون لحظه پشیمون میشه و این درحالیه که داره خفه میشه... یارو میدوه بیرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پایین و میمیره... و جالب اینکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگی
نکته مهم دیگه اینه که مدت خود کشی نباید زیاد طولانی باشه
مثلا فرض کنید در نوع رگ زدن خیلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمین و لباساتون رو هم در نظر بگیرید
یا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بمیرید بلکه خونه و بقیه رو هم بفرستید روی هوا
پس عاقلانه تر رفتار کنید
تا حالا به چند نتیجه مهم رسیدیم که سعی کنید در خودکشی حتما این نکات را مدنظر قرار دهید.
زمان خودکشی رو درست انتخاب کنید. (بهترین موقع بعد از ظهر ساعت شش)
مبادا بعد از خودکشی از ریخت و قیافه بیفتید
بهترین لباستونو تنتون کنید
حتما یه یادداشت بذارید و علت خودکشی رو شرح بدید و انگشت هم بزنید
خواهشا زیاد کثیف کاری نکنید
موقع خودکشی لبخند بزنید تا لبخند روی لبتون باقی بمونه
لطفا چشاتونو باز نذارید چون خیلی وحشتناکه
یه بسته دستمال کاغذی حتما روی میزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنید. (پلیسا ببینن خوب نیست)
رد انگشتتونو همه جا بمالید تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتید
یه جوری خودکشی کنید که دوباره بشه زنده تون کرد
دلیلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسایل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما یه فال حافظ بگیرید
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک یادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشی
اگه توی دستتون یه گل سرخ باشه صحنه خیلی رمانتیکتر و رویاییتر به نظر میاد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنید که جریان هیجان انگیزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گریه کنید . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو برای رفتن به جهنم رفتن آماده کنید
حالا جدید ترین و راحت ترین روشهای خودکشی
برای جنس نرینه
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنید
تمام تن و سرتونو ببرید زیر پتو
خیلی آروم نوک انگشتاتونو از زیر پتو بیرون بیارید و جوراباتونو ببرید زیر پتو
هیچ راه نفوذی برای هوا نذارید
یک ساعت بعد... شما مردید
خدا رحمتتون کنه
برای جنس مادینه
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنید
برید زیر پتو
اتاق حتما کاملا تاریک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببندید و فرض کنید یه موش خوشگل داره روی تنتون راه میره
خواهش میکنم جیغ نزنید و بدون سر و صدا از وحشت زیاد بمیرید
مرسی
توی جهنم میبینمتون
یه جور خودکشی که بیشتر بین شکموها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. این نوع خودکشی خیلی حال داره چون حداقل گشنه نمیمیری! و خوبی مهم ترش اینه که به سر منزل مقصود هم نمیرسی و معمولا زنده میمونی. نمونهاش اینکه: یه بنده خدایی که با سیتا قرص دیازپام خودکشی کرد و دور و بریها به هوای اینکه مرده خاکش کردند و یارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد ودید: ای دل غافل... همه جا سیاهه و یه موش هم داره انگشت پاشو میجوه. زنده بگوری خداییش وحشتناکه
چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه
میرفت.
هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.
راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش
دهم” .
چرچیل از علاقهی این فرد به خودش خوشحال و ذوقزده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.
راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم اینجا منتظر میمانم!”
آموخته ام که |
با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید
ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان
قلب
خرید، ولی عشق را نه.
آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت
آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای
با وی
به دور از جدی بودن باشیم
آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است
آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند
آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند
آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به
دست بیاورم
آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد
آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد
آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم
آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد
چارلی چاپلین
مجله لایف به مناسبت گذشت ۱۲۰ سال از تولد چاپلین بزرگ برای ا ولین بار منتشر کرد:
عکس ها در حال لود شدن میباشند... شکیبا باشید! |
چارلی چاپلین به همراه خانواده اش
روی اسب دختر بزرگش جرالدین و دیگری ژوزفین است
جشن تولد ۷۰ سالگی و حضور سوفیا لورن در تولدش
با اولین خلبان زن ...اولین نماینده زن مجلس بریتانیا ...و جرج برنادر شاو نویسنده شهیر
با وینیستون چرچیل و خانواده اش
همراه با مارلون براندو ...در تمرین یک نمایش
دیدار با گاندی فقید ...
بر عرشه کشتی ملکه الیزابت با خانواده اش
همراه با انیشتین در یک میهمانی
.
عکس جرالدین و ژو زفین در کنار سمبل هنر پدر
.
.
من زمان زیادی در سیرک زیسته ام
وهمیشه وهر لحظه برای بند بازان روی ریسمان لرزنده نگران بودم.
اما این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین استوارو گسترده
بیشتر از بند بازانی که روی ریسمان لرزنده هستند سقوط می کنند.
اما اگر روزی دل به مردی آفتابگونه بستی
با او یکدل باش وبراستی او را دوست بدار.
دخترم هیچکس و هیچ چیز را
در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد
که دختری حتی ناخن پایش را برایش عریان کند
برهنگی بیماری عصر ماست به گمان من تن تو باید برای کسی باشد
که روحش را برای تو عریان کرده است.
بخشی از وصیت اش به جرالدین
سخنرانی "ونه گات" مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه MIT
خانمها، آقایان فارغ التحصیل ،لطفا کرم ضد آفتاب بمالید!
اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یک نصیحت بکنم، راه
مالیدن کرم ضد آفتاب را توصیه میکردم. خواص مفید آثار مفید و
دراز مدت کرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در
حالی که سایر نصایح من هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی جز
تجربه های پر پیچ و خم شخص بنده ندارند. اینک این نصایح را
خدمتتان عرض میکنم.
قدر نیرو و زیبایی جوانیتان را بدانید، ولی اگر هم ندانستید، مهم
نیست! روزی قدر نیرو و زیبایی جوانی تان را خواهید دانست که
طراوت آن رو به افول گذارد. اما باور کنید تا بیست سال دیگر، به
عکسهای جوانی خودتان نگاه خواهید کرد و به یاد می آورید چه
امکاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید. آن طور
که تصور می کردید چاق نبودید. همه چیز در بهترین شرایطش
بوده تا شما احساس خوب داشته باشید.
نگران آینده نباشید.اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید، فقط این
را بدانید که نگرانی همان اندازه مؤثر است که جویدن آدامس
بادکنکی در حل یک مساله ی جبر.
مشکلات اساسی زندگی شما بی تردید چیزهایی خواهند بود که
هرگز به مخیله ی نگرانتان هم خطور نکرده اند، از همان نوعی
که یک روز سه شنبه ی عاطل و باطل ناگهان احساس بد پیدا می
کنید و نسبت به همه چیز بدبین میشوید!
با دل دیگران بی رحم نباشید و با کسانی که با دل شما بی رحم
بوده اند، سر نکنید.
نخ دندان بکار ببرید.
عمرتان را با حسادت تلف نکنید. گاهی شما جلو هستید و گاهی
عقب. مسابقه طولانی است و ، سر انجام، خودتان هستید که با
خودتان مسابقه میدهید.
ناسزا ها را فراموش کنید. اگر موفق به انجام این کار شدید
راهش را به من هم نشان بدهید.
نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ کنید. صورت حسابهای
بانکی و قبضها و ... را دور بیاندازید.
اگر نمی دانید می خواهید با زندگیتان چه بکنید، احساس گناه
نکنید. جالبترین افرادی را که در زندگی ام شناخته ام در 22 سالگی
نمی دانستند می خواهند با زندگیشان چه کنند. برخی از جالبترین
چهل ساله هایی هم که می شناسم هنوز نمیدانند.
تا میتوانید کلسیم بخورید. با زانوهایتان مهربان باشید. وقتی قدرت
زانوهای خود را از دست دادید کمبودشان را به شدت حس
خواهید کرد.
ممکن است ازدواج کنید، ممکن است نکنید. ممکن است صاحب
فرزند شوید، ممکن است نشوید. ممکن است در چهل سالگی
طلاق بگیرید، احتمال هم دارد که در هشتاد و پنجمین سالگرد
ازدواجتان رقصکی هم بکنید. هرچه می کنید، نه زیاد به خودتان
بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش کنید. انتخابهای شما بر پایه ی
50
درصد بوده، همانطور که مال همه بوده..
دستورالعملهایی که به دستتان میرسد را تا ته بخوانید، حتا اگر از
آنها پیروی نمی کنید.
از خواندن مجلات زیبایی پرهیز کنید. تنها خاصیت آنها این است که
بشما بقبولانند که زشتید .
در شناخت پدر و مادر خود بکوشید. هیچ کس نمی داند که آنان را
کی برای همیشه از دست خواهید داد. با خواهران و برادران خود
مهربان باشید. آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند و به گمان
قوی تنها کسانی هستند که بیش از هر کس دیگر در آینده به شما خواهند رسید.
به یاد داشته باشید که دوستان می آیند و می روند، ولی آن تک و
توک دوستان جان جانی که با شما می مانند را حفظ کنید. برای
پل زدن میان اختلافهای جغرافیایی و روشهای زندگی سخت
بکوشید، زیرا هرچه بیشتر از عمر شما بگذرد، بیشتر پی می برید
که به افرادی که در جوانی می شناختید محتاجید.
سفر کنید
برخی حقایق لاینفک را بپذیرید: قیمتها صعود می کنند،
سیاستمداران کلک میزنند، شما هم پیر میشوید. و آنگاه که شدید،
در تخیلتان به یاد می آورید که وقتی جوان بودید قیمتها مناسب
بودند، سیاستمداران شریف بودند، و بچه ها به بزرگترهایشان احترام میگذاشتند.
به بزرگترها احترام بگذارید.
توقع نداشته باشید که کس دیگری نان آور شما باشد. ممکن است
حساب پس اندازی داشته باشید. شاید هم همسر متمولی نصیبتان
شده باشد. ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی کنید که کدام خالی
میشود یا بشما جاخالی می دهد.
خیلی با موهایتان ور نروید وگرنه وقتی چهل سالتان بشود، شبیه
موهای هشتاد ساله ها میشود. دقت کنید که نصایح چه کسی را
می پذیرید، اما با کسانی که آنها را صادر می کنند بردبار و صبور
باشید. نصیحت ، گونه ی دیگر غم غربت است. ارائه ی آن روشی
برای بازیافت گذشته از میان تل زباله ها، گردگیری آن و ماله
کشیدن بر روی زشتی ها و کاستی هایشان و مصرف دوباره ی
آن به قیمتی بالاتر از آنچه ارزش دارد، است. اما اگر به این مسایل
بی توجه هستید لااقل حرفم درمورد کرم ضد آفتاب بپذیرید.
دروغ: بعدا” باهات تماس می گیرم
معنی: دیگه هیچ وقت منو نمی بینی
دروغ: تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم
معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار
دروغ: اون دختر هیچ تیریپی با من نداره – ما فقط دوست معمولی هستیم
معنی: عاشقشم
دروغ: من ترو برای وجود خودت دوست دارم
معنی: من فقط دنبال … هستم
دروغ: آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه
معنی: داریم میریم دختر بازی.
دروغ: می تونی ۵۰ هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم
معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.
این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده:
دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم
معنی: ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد!
اگر به شما هم دروغی گفته شده است، می توانید آنرا در بخش نظرات ذکر کنید.
اصولا هر پدیده ای که تازه وارد کشور ما می شه ملت همه عین چی هجوم میارن بهش تا ببینن این تازه وارد چیه؟از کجا اومده به چه دردی می خوره ؟اصلا به درد می خوره یا نه؟
یکی از این پدیده های تازه وارد سبک موسیقی رپه. رپ تو زادگاه خودش یعنی کوچه پس کوچه های تاریک شهر نیویورک به cnn سیاه ها معروفه چون سیاه پوست ها از رپ به عنوان یه ابزار برای گفتن مشکلات خودشون استفاده می کنند.
بی خیال این روزا همه رپ می خونن شما چطور؟
اگه شما هم می خوای رپر شی باید به این دستورالعمل عمل کنی شاید یه روز تونستی با یاس هم feat کنی
فاز اول مقدمات رپ خوندن
۱-مرحله ی اول رپر شدن گوش کردن چند تا آهنگه تو این مرحله گوش کردن آهنگ های یاس یا زدبازی
پیشنهاد می شه
لطفا اول کار از گوش کردن آهنگای خارجی به شدت پرهیز کنید چون به غیر از گیج شدن از شنیدن یه
سری اراجیف هیچی دستگیرتون نمی شه!
۲-مرحله ی دوم اینه که باید حداقل چند شب رو تو خیابون ها خوابیده باشی. بالاخره شما که نمی خوای
از این رپ خون های زپرتی باشی که می خوای؟ شما می خوای خبرنگار خیابون ها باشی دیس شوک از عرفان
دلیل دیگه ی این کار اینه که اگه ایشالا بعدا خواستی آهنگ اجتماعی بخونی حداقل حرفت راست باشه
که با درد جامعه آشنایی.
فاز دوم آماده سازی
۳-شما باید استایل خودتون رو انتخاب کنید. یا لباس گشاد به سبک رپر های آمریکایی یا لباس مانکنی و
تنگ تنگ به سبک رپر های تازه از تخم در اومده ی خودمون!
۴-مهمترین بخش انتخاب یه اسم درست درمونه. این اسم می تونه مرکب باشه یعنی بخش اول اسم
خودتون و بخش دوم یه اسم چرت و پرت(امیر تتلو!) بخش دوم اسم هرچی ضایع تر باشه بیشتر به
دانلود آهنگاتون کمک می کنه. اسم های پیشنهادی ما واسه این بخش:کامبیز داغون,اصغر آس و
پاس,سامان فاضلاب,کامران غولتشن و…
۵-حالا تمام عزم خود رو برای کش رفتن یه بیت درست و درمون جزم کنید. بیت های ۵۰CENT یا ۲pac به
شدت پیشنهاد می شه. بعد از بیت نوبت یه تکسته. لطفا تو این مبحث از کش رفتن تکست های دیگران
خودداری کنید.
تکست هرچی مزخرف تر باشه بهتر(تکست های آهنگ های ساسی مانکن) از هرچی دم دستتون
اومد واسه قافیه سازی استفاده کنید”باز هم آهنگهای ساسی مانکن
۶-حالا یه استودیوی خوب پیدا کنید تا بتونید استعداد خودتون رو تو اون شکوفا کنید. اگه هیچ استودیویی
به صدای پر مغز ! شما بها نداد سر خورده نشید بالاخره با یه میکروفون و یه کامپیوتر هم کارتون حل
می شه فقط بدون میکس و مسترینگ!!
۷-تو آهنگهای اولتون سعی کنید یکم بیشتر پول خرج کنید و با یه رپر یه کم مشهور تر feat کنید. تو این
مرحله فیت کردن با ساسی مانکن به شدت زیاد پیشنهاد می شه!
۸-بهتون تبریک می گم شما اولین آهنگتون رو فرستادی صفحه اول سایت رپفا!
فاز سوم مراحل حرفه ای کار
۹-تو دو سه تا آهنگ بعدی هم سعی کن آویزون یه نفر بشی و باهاش بخونی این جوری بهتره بیشتر
شنیده می شی.
۱۰-حالا که یکم سرشناس شدی راه خودت رو مشخص کن ببین می خوای چی بخونی: اجتماعی یا
۶٫۸ یا پارتی یا دیس لاو یا …
۱۱-حالا وقتشه باید شجاعت به خرج بدی و اولین آهنگ مستقل خودت رو بدی بیرون. این یه ریسکه یا بین
رپ گوش کن ها پذیرفته می شی یا باید رپ رو ببوسی بذاری تاقچه بالا
۱۲-تو آهنگا از دیس کردن رپر های دیگه به شدت پرهیز کن چون دیگه دیس کردن قدیمی شده .
۱۳-یه مدتی آهنگ نخون این جوری معروفیتت بیشتر می شه( حسین ابلیس یا فلاکت)
۱۴-حالا باید با برو بکس محلتون یا بکس فامیل یه گروه تشکیل بدید اسمش هم هرچی خواستی می
تونید بذاریدمثل: اسم محلتون، شماره پلاک ماشین بابات، اسم یه جونور، کد شهرتون و…