آغوش باران

طنز-مطالب جالب -داستانهای خواندنی و دانلود

آغوش باران

طنز-مطالب جالب -داستانهای خواندنی و دانلود

داستان طنز

مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب. در انتهای کادر در بزرگی دیده می شود با تابلوی “اتاق عمل”.
چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج می شود. مرد نفسش را در سینه حبس می کند. دکتر به سمت او می رود. مرد با چهره ای آشفته به او نگاه می کند…  

 

 


دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم. اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون برای همیشه فلج شده. ما ناچار شدیم هر دو پا رو قطع کنیم، چشم چپ رو هم تخلیه کردیم… باید تا آخر عمر ازش پرستاری کنی، با لوله مخصوص بهش غذا بدی، روی تخت جابجاش کنی، حمومش کنی، زیرش رو تمیز کنی و باهاش صحبت کنی… اون حتی نمی تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسیب دیده…
با شنیدن صحبت های دکتر به تدریج بدن مرد شل می شود، به دیوار تکیه می دهد. سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود.
با دیدن این عکس العمل، دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه مرد می گذارد.
دکتر: هه ! نگران نباش! شوخی کردم… زنت همون اولش مُرد!!!! 

 

 

بیوگرافی و زندگینامه پادشاهان ایران (هخامنشیان)

بیوگرافی و زندگینامه پادشاهان ایران (هخامنشیان)
کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ، (۵۷۶ - ۵۲۹) شاه پارسی, به خاطر جنگجویی و بخشندگی اش شناخته شده است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان گذار دوره ی شاهنشاهی ایرانیان می باشد. واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند". پاسارگاد: «ای رهگذر هر که هستی و از هر کجا که بیایی می دانم سرانجام روزی بر این مکان گذر خواهی کرد. این منم، کوروش، شاه بزرگ، شاه چهارگوشه جهان، شاه سرزمین ها، برخاک اندکی که مرا در برگرفته رشک مبر، مرا بگذار و بگذر.»

۱) کورش کبیر :

▪ تاریخ تولد : ۵۷۶ قبل از میلاد

▪ تاریخ درگذشت : ۵۲۹ قبل از میلاد

▪ محل دفن : پاسارگاد - فارس

بیوگرافی : کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ، (۵۷۶ - ۵۲۹) شاه پارسی, به خاطر جنگجویی و بخشندگی اش شناخته شده است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان گذار دوره ی شاهنشاهی ایرانیان می باشد. واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند". پاسارگاد: «ای رهگذر هر که هستی و از هر کجا که بیایی می دانم سرانجام روزی بر این مکان گذر خواهی کرد. این منم، کوروش، شاه بزرگ، شاه چهارگوشه جهان، شاه سرزمین ها، برخاک اندکی که مرا در برگرفته رشک مبر، مرا بگذار و بگذر.» تبار کوروش از جانب پدرش به پارس ها می رسد که برای چند نسل بر انشان, در جنوب غربی ایران, حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سنگ استوانه شکلی محل حکومت آن ها را نقش کرده است. بنیاد گذار دودمان هخامنشی, شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰می زیسته است.

پس از مرگ او, تسپس انشان به حکومت رسید. تسپس نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول انشان و آریارمنس فارس در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام, به ترتیب کمبوجیه اول انشان و آرسامس فارس, بعد از آن ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر آژدهاک پادشاه قبیله ماد و دختر شاه آرینیس لیدیه, ازدواج کرد و کوروش نتیجه این ازدواج بود. تاریخ نویسان باستانی از قبیل هردوت, گزنفون, و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده اند, اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده اند, بیشتر شبیه افسانه می باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس, و حسن پیرنیا شرح چگونگی زایش کوروش را از هردوت برگرفته اند. بنا به نوشته هردوت, آژدهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژدهاک تعبیر خواب خویش را از مغ ها پرسش کرد.

آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژدهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد, زیرا می ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژدهاک دختر خود را به کمبوجیه اول به زناشویی داد. ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندان فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آژدهاک بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زاده ی دخترش را به یکی از بستگانش هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت.

در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود, چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد, در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان های شاه به نام میترادات (مهرداد) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمه ی ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد, با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او, فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود, در جنگل رها سازد. میترادات شهامت این کار را نداشت, ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت.

پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود, با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرای, فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژدهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: "تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگترین مقام کشوری است, چنین کنی؟" کوروش پاسخ داد: "در این باره حق با من است, زیرا همه آن ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد, من دستور تنبیه او را دادم, حال اگر شایسته مجازات می باشم, اختیار با توست." آژدهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد, مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می گذرد با سن این کودک برابری می کند.

لذا آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: "این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده است." اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند. چوپان در زیر شکنجه وادار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژدهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژدهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید, موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژدهاک که از او پرسید: "با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟" پاسخ داد: "پس از آن که طفل را به خانه بردم, تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم". کوروش در دربار کمبوجیه خو و اخلاق والای انسانی پارس ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن ها را آموخت و با آموزش های سختی که سربازان پارس فرامی گرفتند پرورش یافت. هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد آژدهاک شورانید و موفق شد, کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد. با شکست کشور ماد بوسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود, پادشاهی ۳۵ ساله آژدهاک پادشاه ماد به انتها رسید, اما کوروش به آژدهاک آسیبی وارد نیاورد و او از را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.

۲) کمبوجیه :

▪ تاریخ درگذشت : ۵۲۲ قبل از میلاد

▪ بیوگرافی : شاهنشاهی کمبوجیه(۲۹-۳۷)(۵۳۰- ۵۲۲ پیش از میلاد مسیح) کورش دو پسر داشت یکی کمبوجیه که بزرگتر بود( گونه ی یونانی نام وی کامبیز است) و دیگری بردیا که کهتر بود. کورش کمبوجیه را جانشین خود کرد و وی را پس از مرگ گئوبروو گمارده ی کورش در بابل ، شاه بابل کرد. همچنین بردیا را به فرمانروایی بسیاری از کشورهای ایران خاوری گمارد. کمبوجیه با فیدایمیا دختر هوتن، یکی از بزرگان پارسی ازدواج کرد. بردیا پس از برتخت نشستن، وی را به همسری خود درآورد و برپایه ی گاهنویسان یونانی وی کسی بود که دریافت آنکه برتخت نشسته، بردیا نیست. کمبوجیه در جنگ واپسین کورش بزرگ با بیابانگردان، همراه وی بوده و پس از کشته شدن کورش به عنوان جانشین وی راهی پارس شده است. این احتمال هست که کمبوجیه برای جلوگیری از تاخت وتاز بیابانگردان چند ماه نیروهای خود را درانجا نگاه داشته است. باری پس از کشته شدن کورش ،کمبوجیه شاهنشاه شد و بردیا همچنان فرمانروای ایران خاوری ماند. پیروزی بر مصر با آگاهی از درگذشت کورش، فرعون مصر پسرش پسامتیک را برای بازیابی فلسطین و سوریه با سپاه بزرگی به آنجا فرستاد. کمبوجیه لشکرکشی خود را پس از یک تدارک جنگی و سیاسی گسترده آغاز کرد.چشمه های مصری آمدن هخامنشیان را تهاجم چندین کشور نگاشته اند، هرودت نیز می گوید بیشتر مردم کشورهای پیرو هخامنشیان، سربازانی در لشکر وی داشتند. کمبوجیه را می توان بنیادگذار نیروی دریایی ایران دانست.

این ناوگان، نخست از مردان و ابزاری پدید آمده بود که از آسیای کوچک و فنیقیه گرفته شده بود، قبرس نیز به ایران پیوست که در لشکرکشی به مصر کشتی هایی فرستاد. در دریای کاسپین نیز نیروی دریایی پدید آمد تا از تاخت و تاز مردم دشت نشین فرای دریا به سرزمین های هخامنشی جلوگیری شود که درینجا ساختاری ایرانی داشت. کمبوجیه خود برای جنگ با مصریان به شام لشکر کشید. در رویارویی دو سپاه ، کمبوجیه پیروز شد و پسامتیک به فلسطین عقب نشست. درین هنگام پسامتیک از درگذشت پدرش( شاید آبان سال ۳۳ پس از برتخت نشستن کورش یا نوامبر ۵۲۶) آگاه شد و با شتاب به مصر بازگشت. کمبوجیه به دنبال وی راهی مصر شد. باری شش ماه پس از درگذشت فرعون پیشین، ارتش ایران به پلوزیم، دروازه ی مصر، در دهانه ی خاوری دلتای نیل (اسماعیلیه ی کنونی) رسید( بهار سال ۳۴). چنین بر می آید که دریاسالار مصری و گروهی روحانی انگیزه ای برای پایداری نداشته اند چرا که جنگی دریایی روی نداده است. هم چنین فرمانده ی مزدوران یونانی لشکر مصر بر سر اندازه ی دستمزد با کارگزاران مصری به هم زده به کمبوجیه پیوست. وی رازهای لشکری مصریان را برای ایرانیان بازگو کرد. سپاه مصر در نزدیکی پلوزیم جای گرفته بود. سپاه ایران نیز در همان نزدیکی اردو زد.

در نبرد پی آمد که کشته ی بسیار برای هردو سوی نبرد به همراه داشت ارتش ایران به پیروزی رسید. هرودت که هفتاد سال پس از نبرد، آوردگاه پلوزیم را دیده می گوید که هنوز می توان استخوان های سربازان را در آنجا دید. پس از آن فرعون به ممفیس پایتخت مصر عقب نشست. کمبوجبه به پیشروی ادامه داد و در نزدیکی ممفیس اردو زد. کمبوجیه فرستاده ای را با یک کشتی به ممفیس فرستاده، خواهان تسلیم آن شد، ولی مصریان کشتی را آتش زده پیک را کشتند؛ این کار نشان می دهد که فرعون امیدوار بود که در پناه دیوار سپید شهر به پایداری درازمدت بپردازد. کمبوجیه به محاصره ی شهر پرداخت و پس از چندی به شهر درآمد و پادگانی در کاخ سپید به پاکرد. مردم شهر بی درنگ امان یافتند و فرعون را دستگیر کردند. هرودت می نویسد که آیین شاهنشاهان ایران در همه جا چنین بود که شاه شکست خورده را یا یکی از فرزندان یا نزدیکان وی را به فرمانروایی آنجا می گماردند، و کمبوجیه فرعون را نزد خود نگاه داشت تا فرمانروایی مصر را به اوبازگرداند.

کمبوجیه گنجینه ی فرعون را ضبط کرد. بسیاری از اموال توقیف شده ی فرعون را در گنجینه ی تخت جمشید یافته اند. با فرارسیدن تابستان همه ی مصر به پیروی کمبوجیه درآمد. در اسناد مصری کمبوجیه بنیادگذار دودمان بیست و هفتم مصر برشمرده اند و برپایه ی این اسناد وی پیروزی خود را گونه ای یگانگی مشروع با مصر برشمرده است. مردم لیبی و تونس خود به پیروی ایران درآمدند. کمبوجیه که در صدد پیروزی بر همه ی آفریقای با فرهنگ بود لشکری به سوی خوربران(غرب) مصر فرستاد ولی این لشکر در بیابان دچار توفان شده و گم شد و هیچ گاه به مصر بازنگشت. کمبوجیه به همراهی بخشی از ارتش به نیمروز(جنوب) مصر رفته و پایتخت مصر بالا، تبس را نیز گرفت. بخشی از ارتش در راستای رود نیل به سوی نیمروز تا ژرفای افریقا پیشروی کردند . گاهنویسان کلاسیک از جایی به نام انبار کمبوجیه در آبشار دوم یاد کرده اند که در روزگار رومیان نیز به همین نام خوانده می شد. همچنین پیکی برای تبعیت نوبیا یا حبشه ی کنونی به آنجا فرستاده شد و از آن پس حبشیان به دولت ایران خراج می پرداختند . آنها در نگاره های تخت جمشید نموده شده اند که برای شاه بزرگ خوشبوکننده و عاج و کاپی( جانوری مانند زرافه) می آورند. هنگامی که کمبوجیه در نیمروز مصر بود، فرعون مصر درصدد شورش برآمد که با شکست روبرو شد و پس از آن به گفته ی هرودت و کتزیاس به دستور شاهنشاه خودکشی کرد. کمبوجیه یک هخامنشی به نام آریاند را به شهربانی مصر گماشت و خود پس از سه سال ماندن در مصر به سوی فلسطین و سوریه رفت تا از آنجا به ایران بازگردد.

در نوشته ی گاهنویسان یونانی کمبوجیه را بدسرشت و دیوانه برشمرده اند( برخی برین باورند که این بدگویی ریشه در دربار فرزندان داریوش دارد) که آیین مصریان را گرامی نمی داشت.ولی از داده های باستان شناسی آشکار شده است که نه تنها رفتار وی بدین گونه نبوده ، که وی آیین های مصری را به جا آورده و دستوربازسازی ویرانی هایی که بر اثر جنگ پدید آمده بود را داده است. از سندهای دیوانی سال نخست فرمانروایی کمبوجیه در مصر برمی آید که اقتصاد کشور کم ترین آسیبی ندیده است. کمبوجیه به پیروی از پدر، مصریان را در انجام آیین های دینی خود آزاد گذارد و به فرهنگ کهن سال آنان خدشه ای وارد نیاورد. در پایان شاهنشاهی کمبوجیه، فرمانروایی هخامنشی همه ی پادشاهیهای جهان آن روز را در بر می گرفت و مرزهای ایران از یک سودر خاور، به بیابانگردان و هند می رسید و از سوی دیگر شهرهای یونانی را در همسایگی داشت. در روزگار داریوش شاهنشاهی هخامنشی، همه ی جهان با فرهنگ باستان را کمابیش در بر می گرفت.

۳) داریوش اول :

▪ تاریخ تولد : ۵۵۱ قبل از میلاد

▪ تاریخ درگذشت : ۴۸۶ قبل از میلاد

▪ محل دفن : مرودشت فارس - نقش رستم

▪ بیوگرافی : پس از دیوکس ( دیااکو ) پسرش فرورتیس که نام نیای خود را داشت به تخت پادشاهی نشست . او با پرداخت منظم خراج به دولت آشور که در آن هنگام آشور بانیپال پادشاه آن بود . سیاست پدر را که حفظ مناسب حسنه با آشور بود ادامه داد و نیز مانند پدر به فتح و جذب دیگر قبایل ماد که در فلات ایران مستقر شده بودند پرداخت . مادها در این راه ولایت پارس را که با سکنه آن خویشاوند بودند متصرف شدند . آنها که با این پیروزیها شجاع و دلیر شده بودند کوشیدند تا یوغ بندگی را از گردن خویش بردارند و در رسیدن به این هدف به آشور حمله بردند ؛ اما سپاهیان کار آزموده آشوری که سر انجام دولت ایلام را مغلوب و مطیع کرده بودند و از انضباط شدیدی برخوردار بودند و نیز با جنگ افزار بزرگ می شدند ؛ برای مادهای مشهور و جسور ؛ بسیار خطرناک بشمار می رفتند . در نتیجه سعی مادها ثمر بخش نبوده و عاقبت در برابر دشمن شکست خوردند و فرورتیس ( فرااورت ) ؛ پس از بیست و دو سال پادشاهی به هلاکت رسید و بیشتر سپاهیانش نابود گردیدند .

پس از کشته شدن فرورتیس ؛ هوخشتره ( کیاکسار ) که مدیری قابل و سرداری فاتح بود به پادشاهی رسید . شکستی که به قیمت جان فرااورت ( فرورتیس ) تمام شده بود به او آموخت سربازانی که روسای زمین دار جمع می کنند هرگز از عهده سپاهیان منظم بر نمی آیند ؛ از این رو بر آن شد تا سپاهی از روی نمونه سپاه آشور تشکیل دهد ؛ پیادگانی که هر یک به کمان و شمشیر و یک یا دو زوبین مسلح بودند و سوارانی که در سایه پرورش اسب که در میان مادها رایج بود ؛ پیش از سواره نظام دشمن بودند . لشکریانی که به تیر و کمان مسلح بودند که در همه شرایط ؛ در حمله و عقب نشینی بسوی دشمن تیراندازی کنند.

بزرگان هخامنش

 

 

 

داریوش در 1142 پیش از تاریخ خورشیدی پس از مرگ کمبوجیه Cambyses و فرونشاندن شورش بردیای دروغی Gaumata از سوی بزرگان ایران به پادشاهی برگزیده شد. داریوش هنگامی به پادشاهی رسید که به سبب غیبت زیاد کمبوجیه از ایران و رویداد گئوماتا، تمام استانهای کشور در شورش بسر میبرد. داریوش برای بازگردانیدن آرامش و برقراری یکپارچگی کشور 70 سال جنگید و در نزدیک به 20 جنگ شرکت کرد و سرانجام شاهنشاهی ایران را که رو به نیستی میرفت دوباره زنده کرد و دوران پادشاهی شاهنشاهان هخامنشی را به اوج خود رساند. در دوران او ایران از 30 استان (ساتراپ ) تشکیل شد و مصر ششمین استان ایران بود.

 

داریوش در سال 517 پیش از میلاد به مصر رفت و آئین مصریان را گرامی شمرد و پرستشگاهی در آمون Ammon برای آنان ساخت و بدینگونه بار دیگر آزادی ادیان در شاهنشاهی ایران را که کوروش بزرگ بنیانگزار آن بود به جهانیان یادآور گردید.

 

برای یاری به تجارت خارجی مصر داریوش کانال سوئز را میان دریای مدیترانه و دریای سرخ گشود. شاهراه میان ممفیس پایتخت مصرو شهر کوروش (درکنار رود سیحون در شمال شرقی ایران) و شاهراه بین سارد و شوش به درازای 2400 کیلومتر، از جمله راههایی است که داریوش در سراسر کشور پهناور شاهنشاهی ایران ساخت و با برقراری سیستم چاپار Post میان این استانها پیوند و پیوستگی بوجود آورد. داریوش برای دریافت مالیات روشی دادگسترانه پدید آورد و همواره ماموران دولت خود را زیر نظر داشت و آنان را از ستم و جور به مردم پرهیز میداشت. در زمان او برای نخستین بار در ایران سکه طلا زده شد که “داریک” نام داشت.

 

او افزون بر ارتشی نیرومند، سپاه جاویدان را بنیاد نهاد که 10 هزار تن بودند و هیچگاه از شمار آنان کم نمیشد و همیشه آماده جانبازی در راه انجام فرمان پادشاه بودند. جنگ مشهور ماراتن Marathon از جمله جنگهای میان ایران و یونان بود که در دوران داریوش روی داد. تاریخ دانان به داریوش لقب بزرگ داده اند و پس از او بسیاری از نام آوران تاریخ از جمله اسکندر، پادشاهان سلوکی، پادشاهان ساسانی و خلفای بنی امیه و بنی عباس هریک به گونه ای از روش کشورداری داریوش بزرگ تقلید کرده اند. داریوش در 1007 سال پیش از شروع سال خورشیدی در گذشت.

 

بزرگزن آریایی

بزرگزن آریایی

آتوسا دختر کوروش


ملکه آسمانی و بلند پایه ترین بانوی پارس

 آتوسا ، دختر کوروش بزرگ بزرگترین ومحبوب ترین امپراتورتاریخ است
آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندی نیز میباشد


او دختر زیبا، دلفریب و فوق العاده ای کوروش بزرگ بود
پس از سرنگونی بردیای دروغین بدست داریوش بزرگ وهفت نفر از جوانان نجبای پارسی و بر تخت نشینی داریوش یکم ، آتوسا همسر داریوش بزرگ شد . ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت داریوش بزرگ را قانونی جلوه می داد واز آنجا که آتوسا با هوش، با فرهنگ ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می آمد.
پس از آن آتوسا " خشایارشاه " را به دنیا آورد
آتوسا ملکه ی بیش از 28 کشور آسیایی در زمان امپراطوری داریوش بزرگ بود
واز وی به نام " شهبانوی داریوش بزرگ " یاد کرده است  

 

 

 



آتوسا شهبانوی ایران ، خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت.همچنین زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی باهیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند

آتوسا از قدرت فوق العاده ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان داریوش شاه همواره از نصیحتهای او بهره می جست. او حتی علاقه مند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. آتوسا چندین بار در لشکرکشی های داریوش بزرگ یاور فکری و روحی او بود. چندین نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است


هرودوت از قول آتوسا نقل می کند که آتوسا به داریوش شاه می گوید: چرا نشسته ای و عازم جنگ نمی شوی و سرزمینهای دیگر را تسخیر نمی کنی؟...... پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایسته است که عازم جنگ شود و به پیروزیهایی نائل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آنها حکمرانی می کند. اگر گفته هرودوت اغراق آمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش می باشد.
آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود آگاه بود و از حضور یونانیان و دیگر ملیتها به دربار بسیار بهره می برد
آتوسا، یکی از برجسته‌ترین زنان در تاریخ ایران قدیم است. او پس از ازدواج با داریوش شاه لقب" بانوی بانوان " می گیرد.در واقع پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب " بانو" که یک عنوان مذهبی بود، گرفت زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکه ها داده می شد...
آتوسا از داریوش چهار پسر داشت : خشایار شاه که بزرگترینشان بود . ویشتاسب فرمانده نیروهای باختری و سکایی در سپاه خشایارشاه. مسیشت یکی از سرفرمانداران ارتش خشایارشاه . و هخامنش فرماندار مصرو فرمانده ناوگانهای مصری در سپاه خشایارشاه



شهبانوی پارسی ، در زمان فرمانروایی پسرش خشایارشاه ، مقام بر جسته ی " مادر شاه " را دارا بود . او همسر خداوندگار پارس و مادر ارجمند خشایارشاه پادشاه قدرتمند ایرانی بود

خشایارشاه جوانیست سخت ماجراجو. اما آتوسا بانویی است سالخورده و خردمند ، که رفتاری باوقار و شاهانه دارد
آتوسا، شهبانوی پارسی ، دختر کوروش کبیر، همسر داریوش اول و مادر خشایارشاه سر انجام در سن ۷۵ سالگی و به دلیل عوارض مربوط به سرطان ،۴۷۵ سال قبل از میلاد مسیح فوت کرد. گویند او به علت شرم ، بیماری‌اش را از پزشکان مخفی می‌کرده است


همانطور که میدانیم آخرین شاهان خاندان کیانی ،در اساطیر و حماسه های ملی ایران ، یاد آور و بر گرفته شده از برخی پادشاهان هخامنشی اند. بر همین اساس گفته میشود ، "هما " در اساطیر ایران، بر مبنای یادمانهایی از " آتوسا شهبانوی پارسی " و رویدادهی دوران داریوش و خشایارشاه، همسر و پسرش شکل گرفته باشد. جالب آن است که بهمن پدر هما نیز برخی از یادمانهای کوروش بزرگ را در خود دارد
در کل علی رغم اینکه اطلاعات درمورد آتوسا بسیار محدود است اما آنچه مسلم است : آتوسا از زیباترین و قدرتمندترین زنان در طی تاریخ امپراطوری پر شکوه ایران زمین بوده است که هیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند. او از مشوقین بزرگ آموزش و پرورش پارسی بود. او شعر می سروده و از زنان ادیب و با خرد روزگار خود بوده است ...او خشایارشا ه ، پادشاه قدرتمند ایرانی را برای امپراتوری پارس به ارث گذاشت

 

زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی

پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت. زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکه‌ها داده می‌شد. آشیلوس نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از نمایشنامه‌های خود تحت عنوان «ایرانیان» که اختصاص به جنگ خشایار شاه با یونانیان دارد از آتوسا به عنوان بانوی بانوان یاد می‌کند. آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی می‌دانست، و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت. کمبوجیه عاشق خواهر خود آتوسا شد و مغ‌های زرتشتی را جمع کرد و از آنها خواست که این ازدواج را برای او قانونی کنند. پس از درگذشت کمبوجیه در راه بازگشت از مصر، داریوش یکم با آتوسا ازدواج می‌کند. این ازدواج چند دلیل داشته‌است: 

 

 

 

 

  • ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه می‌داد.
  • از آنجا که آتوسا باهوش، با فرهنگ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می‌آمد.
  • از آنجا که آتوسا زنی جاه‌طلب و قدرت‌طلب بود از طریق این وصلت می‌توانست به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند.

۱۰۰ اصطلاح مفید در هنگام چت

بزرگترین سایت فرهنگی و تفریحی ایرانیان |WWW.Khafan.ir

هم اکنون قصد داریم تا حدود ۱۰۰ اصطلاح مفید در هنگام چت را که جمع آوری کرده ایم به شما معرفی کنیم. این اصطلاحات میتواند در هنگام چت کردن علاوه بر حرفه ای نشان دادن شدن شما سرعت تایپ کردنتان را نیز بالا ببرد.

DC
مخفف: Disconnect
به معنای: قطع ارتباط با اینترنت

C
مخفف: See
به معنای: دیدن، دوباره تو چت می بینمت

U R
مخفف: Your
به معنای: برای شما

۲
مخفف: Too
به معنای: همچنین

۴
مخفف: For
به معنای: برای

BRB
مخفف: Be Right Back
به معنای: زود برمی گردم

H&K
مخفف: Hug And Kiss
به معنای: در آغوش گرفتن و بوسیدن

IOU
مخفف: I Owe You
به معنای: من به شما مدیونم

ATB
مخفف: All The Best
به معنای: همه چیز عالی است

DL
مخفف: Download
به معنای: دانلود، بارگذاری

GG
مخفف: Good Game
به معنای: بازی خوبیه

GJ
مخفف: Good Job
به معنای: کار خوبیه

GL
مخفف: Good Luck
به معنای: موفق باشید، خوشبخت باشید

YW
مخفف: You’re Welcome
به معنای: خواهش میکنم، قابلی نداشت

WB
مخفف: welcome back
به معنای: به چت روم خوش آمدی

K
مخفف: Okay
به معنای: خوبه ، باشه ، قبوله

LTR
مخفف: Later
به معنای: بعدأ

SRY
مخفف: Sorry
به معنای: متأسفم، پوزش میخواهم

BBS
مخفف: Be Back Soon
به معنای: زود بازمیگردم

BBL
مخفف: Be Back Later
به معنای: بعدأ بازمیگردم

VIP
مخفف: Very Imprtant Person
به معنای: آدم خیلی مهم، آدم متشخص

OTNS
مخفف: Long Time No See
به معنای: خیلی وقته ندیدمت

MSG
مخفف: Message
به معنای: پیام

W
مخفف: With
به معنای: با

W8
مخفف: Wait
به معنای: صبر کنید

WO
مخفف: Without
به معنای: بدون چیزی

KIT
مخفف: Keep In Touch
به معنای: مراقبش باش، با احتیاط نگهداری کن

F2F
مخفف: Face To Face
به معنای: رو در رو

HT
مخفف: Hi There
به معنای: سلام

?HRU
مخفف: How Are You
به معنای: حالت چطور است؟

POOF
مخفف: Has Left The Chat
به معنای: چت را ترک کرده

AFAIK
مخفف: As For As I Know
به معنای: تا آنجایی که من می دانم

ASAP
مخفف: As Soon As Possible
به معنای: به زودی، در زودترین زمان ممکن

OMG
مخفف: Oh My GOD
به معنای: آه خدای من!

BTW
مخفف: By The Way
به معنای: راستی

JK
مخفف: Just Kidding
به معنای: شوخی می کنم

EG
مخفف: Evil Grin
به معنای: خنده شیطانی

BEG
مخفف: Big Evil Grin
به معنای: خنده شدید شیطانی

L
مخفف: Laugh
به معنای: خنده

LOL
مخفف: Laugh Out Load
به معنای: خندیدن با صدای بلند

S
مخفف: Smile
به معنای: لبخند

ROFL
مخفف: Rolling On Floor Laughing
به معنای: از خنده روی زمین غلطیدن

FC
مخفف: Fingers Crossed
به معنای: دعا کردن

WBS
مخفف: Write Back Soon
به معنای: زود پاسخ را بنویس

DWB
مخفف: Dont Write Back
به معنای: پاسخ را ننویس

LTNS
مخفف: Long Time No See
به معنای: (ترفندستان) مدت زیادی بود ندیده بودمت

BRB
مخفف: Be Right Back
به معنای: الأن بازمیگردم

GL
مخفف: Good Luck
به معنای: موفق باشی

TTFN
مخفف: Ta Ta For Now
به معنای: فعلأ خداحافظ

BBN
مخفف: Bye Bye Noe
به معنای: خداحافظ 

 

 

 

 

 

 

 

 

B
مخفف: Born
به معنای: متولد

Xmas
مخفف: Christmas
به معنای: کریسمس

PA
مخفف: Per Annum
به معنای: هر ساله

TU یا TQ یا TY
مخفف: Thank You
به معنای: متشکرم

K2UL8R
مخفف: Talk To You Later
به معنای: بعدا به تو می گویم

LULAB
مخفف: Love You Like Brother
به معنای: تو را مانند یک برادر دوست دارم

LULAS
مخفف: Love You Like Sister
به معنای: تو را مانند یک خواهر دوست دارم

LTM
مخفف: Laugh To My Self
به معنای: به خودم میخندم

?M or F
مخفف: Male Or Female
به معنای: آقا هستید یا خانم؟

THX یا TNX
مخفف: Thanks
به معنای: ممنونم

NP
مخفف: No Problem
به معنای: مشکلی نیست، خواهش میکنم

B4N یا BFN
مخفف: Bye For Now
به معنای: فعلأ خداحافظ

ASL
مخفف: Age/S e x/Location
به معنای: سن/جنسیت/محل زندگی

CUL
مخفف: See You Later
به معنای: بعدأ میبینمت

CU
مخفف: See You
به معنای: میبینمت

EOM
مخفف: End Of Message
به معنای: انتهای پیام

MER30
به معنای: مرسی

ILU یا ILY
مخفف: I Love You
به معنای: دوستت دارم 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

IC
مخفف: I See
به معنای: فهمیدم

?U
مخفف: You
به معنای: شما؟

PLZ
مخفف: Please
به معنای: لطفأ

R
مخفف: Are
به معنای: هستید

@sa
به معنای: ساعت

M
مخفف: Male
به معنای: آقا

F
مخفف: Female
به معنای: خانم

ME2
مخفف: Me Too
به معنای: منم همینطور!

GF
مخفف: Girl Friend
به معنای: دوست دختر

BF
مخفف: Boy Friend
به معنای: دوست پسر

OTOH
مخفف: On The Other Hand
به معنای: از طرف دیگر

EMSG
مخفف: Email Message
به معنای: پیغام الکترونیکی یا ایمیل (ترفندستان)

IAE
مخفف: In Any Event
به معنای: در هر صورت

OIC
مخفف: Oh I See
به معنای: آه فهمیدم!

LYF
مخفف: Love You Forever
به معنای: برای همیشه دوستت دارم

IMO
مخفف: In My Oponion
به معنای: به نظر من

FYI
مخفف: For Your Information
به معنای: جهت اطلاع تو

PM
مخفف: Private Message
به معنای: پیغام خصوصی

KOC
مخفف: Kiss On Cheek
به معنای: بوسه بر گونه 

 

 

 

 

 

K
مخفف: Kiss
به معنای: بوسه

H
مخفف: Hug
به معنای: در آغوش گرفتن

BB
مخفف: Be Back
به معنای: بازمیگردم

TOY
مخفف: Thinking Of You
به معنای: به فکر تو هستم

TNT
مخفف: Till Next Time
به معنای: تا دفعه بعد

SYS
مخفف: See You Soon
به معنای: به زودی می بینمت

S
مخفف: Soon
به معنای: به زودی

GFN
مخفف: Gone For Now
به معنای: فعلأ می روم

GTSY
مخفف: Glad To See You
به معنای: از دیدنت خوشحال شدم

Nice 2 C U
مخفف: Nice To See You
به معنای: از دیدنت خوشحال شدم

AFK
مخفف: Away From Keyboard
به معنای: دور از صفحه کلید هستم

دستور پخت سریال های ماه رمضان

۱٫ روحانی یک عدد

۲٫ پیرزن سال خورده یک عدد ترجیحا ثریا قاسمی

۳٫ ترک زبان یک عدد نمک سریال

۴٫ دختر جوان و زیبا دو عدد

۵٫ پسر جوان و جذاب یک عدد

۶٫ زن زیبا و معصوم یک عدد ترجیحا مریم کاویانی

۷٫ مرد میانسال دو عدد ترجیحا امین تارخ

طرز تهیه:

ابتدا همه را جز آقای روحانی در یک قابلمه ریخته و سپس خوب بهم می زنیم تا به اندازه کافی بهم بخورند و بهم بریزند. سپس آقای روحانی را بعنوان مشکل گشا وارد قابلمه می کنیم. بعد از نیم ساعت در قابلمه را بر می داریم و جلوی ۷۰ میلیون می گذاریم. اگر خوردند و مسموم شدند، چه بهتر، اگر نخوردند، دوباره بر می گردانیم توی قابلمه و دوباره هم می زنیم. این عمل را آنقدر تکرار می کنیم تا بالاخره بخورند. مثل آش خاله، که بخوری پاته، نخوری هم پاته!

برخورد پلیس در نقاط مختلف جهان

امریکا: شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر میکند.احیاناً آن وسط مقادیری مشت و لگد توسط افسر پلیس دریافت میدارید. یک نفر از این صحنه فیلم میگیرید و در اینترنت پخش می کند. صحنه ضرب و شتم شما از ۲۲۲ کانال خبری و سیاسی پخش می شود. پلیس رسوا می شود.پلیس از مردم امریکا عذرخواهی می کند.پلیس ۱۵ میلیون دلار به شما غرامت می دهد.شما نیز به خاطر جرمی که مرتکب شده اید مجازات می شوید. 

 

 

 

  

 

 


ایتالیا: شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. شما به پلیس رشوه می دهید. شما آزاد می شوید!

فرانسه:شما خلاف می کنید اما پلیس شما را دستگیر نمی کند چون فعلاً به خاطر حقوق پایینش در حال اعتصاب است. 

 

 

 

 

 

 

انگلیس:شما خلاف می کنید و پلیس یک مسلمان سیاه پوست عرب را به جای شما دستگیر می کند.

آلمان:شما خلاف می کنید و سگ های پلیس ردتان را پیدا می کنند و شما را دستگیر می کنند.

سوئیس: شما خلاف نمی کنید .پس نیازی به حضور پلیس نیست.

چین:شما خلاف می کنید.شما اعدام می شوید!

هندوستان:شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر می کند و شما عاشق دختر رییس پلیس می شوید و توسط اون دختر از زندان فرار می کنید و در حالیکه دو تایی آواز میخوانید و دور درخت می چرخید و روسری دورگردن معشوقه تان می
پیچید و هی دستش را می گیرید و می کشید و ول میکنید به دوردست ها فرار می کنید.

روسیه:شما خلاف می کنید اما قبل از آنکه توسط پلیس دستگیر شوید توسط گروه های رقیب کشته می شوید

و ایران:…. .

مطلب جالب درباره خانمها و آقایان

مطلب جالب درباره خانمها

۱- می دونین فرق خانمها با آهن ربا چیه؟….. آهن ربا حداقل یک روی مثبت داره

۲- خانمها مثل رادیو هستند….. هر چی میخوان میگن ولی هر چی بگی نمی شنوند

۳- خامنها مثل چسب دوقلو هستند…..اگه دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد دیگه باید سیم تلفن را برید

۴- خانمها مثل رعدوبرق هستند ….. اول برق چشماشون میرسه بعد رعد صداشون

۵- خانمها مثل لیمو شیرین هستند….. اول شیرین هستند ولی بعد تلخ میشن

۶- خانمها مثل گچ هستند ….. اگه چند دقیقه مدارا کنید چنان سفت و سخت میشن که دیگه حالتی نمی گیرند.

۷- خانمها مثل کنتور برق هستند….. هر چند سال یکبار عدد سنشون صفر میشه

۸- چرا خانمها نمی توانند نقشه بخوانند/ ….. برای اینکه فقط ذهن مرد هستش که میتونه تجسم و درک کنه که یک کیلومتر با یک سانتی متر نشون داده شده

۹- خانمها مثل اینترنت هستند…. از هر موصوعی بک فایل اطلاعاتی دارند

۱۰- خانمها مثل فلزیاب هستند ….. از نزدیک طلافروشی که رد میشن عکس العمل نشان میدن

۱۱- خانمها مثل موبایل هستند هر موقع کار مهم دارید در دسترس نیستند


اینم یک مطلب جالب درباره آقایان

۱- می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه ؟ پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه

۲- می دونید مردها مثل مخلوط کن هستند….. برای اینکه تو هر خانه از اون هستش ولی نمی دونین به چه دردی می خوره

۳- مردها مثل آگهی بازرگانی هستند….. یک کلمه از چیزهایی را که میگن نمیشه باور کرد

۴- مردها مثل کامپیوتر هستند….. کاربری شون سخته هرگز حافظه قوی ندارند

۵- مردها مثل سیمان هستند …..وقتی جایی پهنشون می کنید باید با کلنگ آنها را از جا بکنید

۶- مردها مثل تعطیلات هستند….. هیچ وقت به اندازه کافی بلند به نظر نمی آیند.

۷- چرا مردها دوست دارند با دخترهایی آشنا بشوند که قصد ازدواج با اونها را ندارند؟…..شما بگید چرا سگها به دنبال ماشینهایی واق واق می کنند که قطد رانندگی اون را ندارند؟

۹- مردها مثل طالع بینی مجلات هستند….. همیشه بهتون میگن که چیکار بکنید و معمولا هم اشتباه می گویند

۱۰- مردها مثل جای پارک هستند …..خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونایی که باقی موندن یا کوچیک هستند یا جلوی در منزل مردم

۱۱- مردها مثل باران بهاری هستند…..هیچوقت نمی دونید کی میاد چقدر ادامه داره و کی قطع میشه

۱۲- مردها مثل نوزاد هستند….. توی اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته میشید

۱۳- مردها مثل ماشین چمن زنی هستند….. به سختی روشن میشن و راه میفتن , موقع کار کردن حسابی سروصدا راه می اندازند و نیمی از اوقات هم اصلا کار نمی کنند.

مطالب مرتبط:

ادبیات بامزه دختران امروزی!

خوشگل = خوجل  

خوبی = خوفی


 

جیگرتو بخورم = جیگلتو بخولم
 
عشق منی = عجق منی 
 
قربونت برم = قلبونت بلم 
 
چطوری؟ = تطولی؟ 
 
چی کار می کنی = چیکال می کنی 
 
سلام = شلام 
 
دختر= دخمل 
 
پسر = پسمل  
 
عزیزم = عجیجم 
 
جون = جونزززززز 
 
بی تربیت: بی تبلیت 
 
بی ادب: بی عوض (این یکی درک ربطش کمی مشلکه واقعاً) 
 
دوست ندارم: اصنم نِی خوام 
 
نمیدونم= نیدونم(بعضی ها این روزا خیلی زیاد میگن!!) 
 
دوست = دوکس (این کلمه رو نمیدونم از کجا درآوردن)
در پایان به ابراز عشق یک دختر ایرانی با یک پسر توجه کنید:


 

شلام قلبونت بلم چطولی ؟جیگلتو بخولم پسمل من نیدونی چقدر دوکست دالم