آغوش باران

طنز-مطالب جالب -داستانهای خواندنی و دانلود

آغوش باران

طنز-مطالب جالب -داستانهای خواندنی و دانلود

از فرصت ها استفاده کنید!

از فرصت ها استفاده کنید!

مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد. 


وقتی پولهارا دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید : آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ 


مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم. 


سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت. 


او مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید: آیا  

 شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟  

 

 

 


مرد پاسخ داد : نه قربان ، من ندیدم ؛ اما ه مسرم دید!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد